به خدا خیلی دوست دارم سر بزارم رو شونه هاش
به خدا طاقت دوری یار ندارم
خدا دلدار ندارم به خدا نا ندارم
خداجون خسته شدم از این همه در به دری
خدا جون خوب میدونم همیشه تو یار منی
خدا جون یار منی
خدا دلدار منی (تهی)
پ.ن:من با کمک یه فرشته که تمام زندگیم رو مدیونشم این رو فهمیدم که خدا یار منه.
من با کمک این فرشته فهمیدم که میشه دست خدا رو رو سرخودم حس کنم.
مستانه جون یک دنیا ممنون.
انتظار لحظه ای از مرگ بود
حالت افسرده یک شاخه گل
حالت دلمرده آهوی دل
حالت زیبای یک آهنگ نت
برای سوگ آدمها
نمیدانی چه اندازه برایم سخت بود .... (تهی....)
تهی از هرچی غم و ،تهی از دلخوریم
تهی از دلتنگی ها،تهی از یاد خدا
پرم از لطف خدا،تهی از کبر و ریا
تهی از سرودن و تهی از ترانه ام
از هر چی ضعفه تهی ام،از تنهایی ها تهی ام
(تهی....)
و عشقت در قلبم
و عطر مهربانیت در تمام وجودم است
عزیزم محبت را در پاکی نگاهت
و صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم
"وبدان که زیباترین لحظه هایم در کنار تو بودن است ..." (تهی...)
مادر! از عرش یقین آیت احسان داری
پرتویی در دل خود از ره خوبان داری
من در این وادی مستی به جوانی ماندم
تو در این غفلت من عزت عرفان داری
من ز خودخواهی خود سخت نمودم راهت
تو مرا زین همه ایثار چه حیران داری
شامگه باز آمد لیک در این افکارم
که به هر درد و غمی یک می درمان داری
خام در کودکی و تشنه ز این دریایم
تو ورای سخنم قدرت و ایمان داری
ره دیگر چو روم حیف نمودم فکرت
تو مگر ای دل من فرصت جبران داری؟ (تهی....)
خداجون خسته شدم از این همه دلتنگی ها
خدا جون یار ندارم
خدا دلدار ندارم
تو این همه زمین سبز به خدا جا ندارم
خداجون دلم میخواد سفر کنم بیام پیشت
به خدا دیگه طاقت خیانت یار ندارم
خدا جون تو رو دارم به خدا تو رو دارم.
شعر از تهی....


